ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

207

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

ويرانه‌هاى غم‌انگيز قصر پير كوهستان [ شيخ الجبال ] به ياد جلال و شكوهى كه اينجا روزگارى داشته ، در خلسه‌يى روحانى فرو رود ، ذوق و حال مساعدى لازم است . با وجود اين ، اگرچه اين سياحت در اعماق تاريخ براى ما بسيار خسته‌كننده و سخت بود ، اما به هر حال خالى از لطف و حال نبود . از گردنه‌هاى كوه سيالان چشم‌انداز خوش‌منظره‌يى شروع مىشد . از آثار فرقه‌ى باطنيان كه در قديم آن همه مقتدر بودند جز چند ديوار فروريخته ، و واژه‌ى نفرت‌انگيز آساسن « 1 » كه وارد اغلب زبان‌هاى اروپايى شده و چند صفحه از يادداشت‌هاى دوست ما ، ماركوپولو ، چيز ديگر باقى نمانده است اين يادداشت‌ها آن قدر جاذب است كه مخصوصا مىخواهم مطالب آن را عينا در اين كتاب بازگو كنم : محلى را كه وى - پير كوهستان - در آن اقامت داشت ملحدنشين و اهالى آنجا را ملاحده مىناميدند . سرگذشت ذيل را كه راجع به رئيس اين عده است ، ماركوپولو از اشخاص متعددى شنيده است : نام آن رئيس ، علاء الدين و ( مذهبش اسلام ) است . در وسط دره‌ى زيبايى باغ مجللى ايجاد كرده بود كه در آن انواع درختان ، ميوه‌هاى لذيذ و گل‌هاى معطر يافت مىشد . كاخ‌هاى كوچك و بزرگ نيز در نقاط مختلف باغ وجود داشت كه همه با نقاشىهاى زيبا و پرده‌هاى ابريشمين و كارهاى دستى كم‌نظيرى تزيين شده بود و به وسيله‌ى نهرهاى باريكى كه در اين ساختمان‌ها حفر شده بود آب زلال ، شير ، شراب و عسل به هر طرف جارى بود . و ساكنان اين كوشك‌ها را دوشيزگان زيباروى و خوش‌اندامى تشكيل مىدادند كه كارى جز آوازخوانى و رقص و موسيقى و بالأخره عشوه‌گرى و دلربايى نداشتند . اين دختران هميشه جامه‌هاى فاخر به تن داشتند و روزها را به بازى و خوشگذرانى مىگذرانيدند . در ايجاد چنين باغى رئيس چنين مىگفت كه چون محمد به پيروان صديق خود وعده خلد برين داده و گفته است هركس از او صادقانه اطاعت كند در آن دنيا همنشين حورى و غلمان خواهد بود و از همه‌ى لذايذ جسمانى و نفسانى متمتع خواهد گرديد ، او هم مانند پيغمبر در اين ديار رئيس و امير است و مانند او هركه را مستحق بداند به بهشت خود راه خواهد داد . بنابراين بدون اجازه‌ى مخصوص او هيچ‌كس حق ورود به دره و باغ او نداشت . و براى جلوگيرى از ورود اشخاص مزاحم دستور

--> ( 1 ) . Assassin از كلمه‌ى حشاشين وارد زبان‌هاى اروپايى شده ، به معنى جانى و قاتل به كار مىرود . رابطه اين دو كلمه را اول بار دساسى Dessassy فرانسوى يك قرن و نيم پيش كشف كرد ولى خود او مىگويد كه به كار بردن اين كلمه در مورد فدائيان باطنى از دايره حدس خارج نيست . حسن صباح . تأليف كريم كشاورز ، ص 171 . م .